• وقتي كمدي سازها از كمدي مي گويند
  • منوچهر احترامي:طنز غيرمطبوعاتي مهجور مانده است
  • فرهاد توحيدي:در جشنواره كمدي گل آقا سادگی،شفافیت و صراحت اصل بود
  • جشنواره كمدي گل آقا به معناي واقعي جشنواره است
  •  

    به افتخار گل‌آقا یک دقیقه بخندیم!/ گزارشي از اولین جشنواره کمدی گل‌آقا

    اگر امر لبخند و خنده همراه با تفکر نباشد، آن روی سکه وجود انسان نباشد که گریه هست؛ این خنده بی تفکر و بی‌درمان، گمان نمی‌کنم آن چیزی باشد که مخصوص انسان است. و من به همان نسبت که گریه را امری جدی می‌دانم، خنده را هم جدی می‌گیرم و به همان نسبت طنز را."
    شب کمدین‌ها، یا نخستین جشنواره کمدی گل‌آقا، پس از پخش سرود ملی و آیاتی از قران کریم، با این کلمات آغاز شد. کلمات کیومرث صابری فومنی (گل آقا)، که در فیلم کوتاهی از ساخته های موسسه گل آقا، از زبان خود او گفته شدند.
    بالاخره پس از روزها و ماه‌ها تلاش، جمعه شب شانزدهم آذر سالن آمفی‌تآتر فرهنگستان هنر میعادگاه دست‌اندکاران طنز و سینمای کمدی شد تا به همت موسسه گل‌آقا و با همکاری معاونت سمعی و بصری و سینمایی وزارت ارشاد اسلامی، شبکه دوم سیما، موسسه رسانه‌های تصویری، شرکت پاناسونیک و فرهنگستان هنر از برگزیدگان 30 سال سینمای کمدی قدردانی شود.
    ***
    قبل از اینکه علیرضا خمسه اجرای مراسم را آغاز کند، داداشی در نقشسیاه روی صحنه آمد و دقایقی حاضران را خنداند. (البته نه مای گزارشگر و نه احتمالا هیچ کدام از حاضران پیش‌بینی نمی‌کردیم که قرار است تعداد دفعاتی که صدای خنده حضار تا سقف تالار فرهنگستان می‌رسد، بسیار بیشتر از تعداد برآورد شده باشد . شوخی که نیست، جشن گل‌آقایی باید با باقی جشن‌ها و مراسم توفیری داشته باشد یا نه؟!)
    پس از اینکه خمسه به هزار ضرب و زور سیاه را از روی صحنه به پشت صحنه فرستاد، سخنانش را با نقل آیاتی از قران کریم و اشعاری از بزرگان فرهنگ و ادب آغاز کرد که همگی آدمی را به خنده توصیه می‌کردند و بر این باور بودند که انسان متعالی، انسانی خنده‌روست.
    "غلام همت دردی‌کشان خوش خویم".
    ***
    خمسه سپس از دبیر جشنواره دعوت کرد تا پشت میکروفن بیاید و گزارش هیات برگزاری مراسم را قرائت کند.
    پس از آن دبیر جشنواره، یعنی همان جناب خمسه البته با عینک و تغییر لباس و تغییر صدا، روی صحنه آمد و گزارش را برای حضار خواند.
    ***
    "آقای خمسه! غافلگیر شدیم! نگفتید که ما هم می آییم روی سن !"
    این اولین عکس العمل حمید جبلی بود که به همراه ایرج طهماسب و به دعوت خمسه روی سن آمده بود. که خمسه هم در جواب گفت:" اول قرار نبود که بسوزند عاشقان، بعدا قرار شد که بسوزند عاشقان!"
    طهماسب هم به گفتن همین جمله بسنده کرد:" ما واقعاً کاری نکردیم، ببخشید!"
    البته دو نفری که بعد از جبلی و طهماسب روی سن آمدند چندان با طهماسب موافق نبودند. مرضیه برومند که معتقد بود به نوعی خاله یا مادر این دو هنرمند محسوب می‌شود (گرچه خود دیگر پدربزرگند!)، گفت که به یاد گذشته می‌افتد و افتخار می‌کند که این دو نه فقط در سینمای کودک و نوجوان، بلکه در عرصه سینمای کمدی حضور داشته‌اند و بدون آنها سینمای کمدی چیزی کم دارد.
    فرشته طائرپور هم با گفتن اینکه جای جبلی و طهماسب در سینمای کودک و نوجوان خالی است، به همراه برومند به هر کدام از این دو هنرمند به پاس نشاندن غنچه لبخند بر لبان کودکان و نوجوانان، جوانان، بزرگسالان و کهنسالان و... سینی "شاغلام‌نشان" و یک عدد دوربین عکسبرداری پاناسونیک اهدا کرد.
    ***
    فیروز کریمی، یا دست کم تصویرش، مهمان بخشی از این مراسم بود که قرار بود به تقدیر و تجلیل از کسانی بپردازد که کارشان مستقیم به طنز ربطی ندارد اما در رشته تخصصی خودشان از زبان طنز استفاده می‌کنند.
    پخش قسمت‌هایی از مصاحبه‌های کریمی بارها صدای خنده مهمانان را به سقف رساند!
    فیلم پخش شده را دست اندرکاران برنامه نود آماده کرده بودند که با پیگیری های جهانگیر کوثری به دست ما رسید.
    ***
    پس از اجرای موسیقی ایلیا منفرد و آرش صمیمی، نوبت به بخش تجلیل از یک چهره مطبوعاتی در عرصه طنز رسید.
    احمد عربانی، کاریکاتوریست و یکی از اعضای هیات داوران روی سن آمد و پس از آنکه خاطره‌ای برای حضار تعریف کرد، هدایای جواد علیزاده را به پاس کار مستمر مطبوعاتی از سال 69 تا به حال به همسر علیزاده که به نیابت از او در مراسم حاضر شده بود تقدیم کرد.
    علیزاده که یکی از داوران دوسالانه کاریکاتور است در اصفهان بود و نتوانسته بود به مراسم برسد. همسر او یادداشت او را نیز به دست ما رساند.
    ***
    اجرای قسمت‌هایی از نمایش "تقصیر" توسط مائده طهماسبی و فرهاد آئیش بخش دیگر جشن کمدین‌ها بود. این نمایش هم به سیاق اغلب بخش‌های مراسم با استقبال حضار روبه‌رو شد!
    پس از این نمایش، گلاب آدینه و فرهاد توحیدی روی صحنه آمدند تا جایزه بهترین فیلمنامه‌نویس را به نفر برگزیده هیات داوران اهدا کنند.
    توحیدی با نقل خاطره‌ای از سفر هنرمندان به شهر خوی همزمان با کنگره شمس و مولانا، گفت:" در فرودگاه مهرآباد آقای جبلی را دیدم. ایشان از من پرسیدند داریم کجا می‌ریم؟ قراره چی‌کار کنیم؟ نکنه یهو بگن کاری کنیم؟ مثلا رقص سماع کنیم، من دامنم را نیاوردم!" بعد از اینکه موج خنده حضار فروکش کرد، توحیدی از خمسه پرسید: "حالا اگر رقصی، چیزی هست، من دامنم را آورده‌ام!"
    بعد از آن خمسه از پیمان قاسم‌خانی دعوت کرد که روی صحنه بیاید و جوایزش را به عنوان برگزیده بخش فیلم‌نامه نویسی، به خاطر بشاشیت، شفافیت و خلاقیت در عرصه این هنر از دست آدینه و توحیدی بگیرد.
    قاسم‌خانی بعد از گرفتن هدایا گفت: " این جایزه برایم بسیار ارزشمند است، چون خود مرحوم صابری در شکل‌گیری سلیقه من در طنز بسیار موثر بودند. نکته دیگر اینکه من در داشتن لقب "سوفاف" با ایشان اشتراک دارم، که موجب افتخار من است! "
    ***
    پخش فیلم کوتاهی، ساخته سهراب شاه محمدلو و مرضیه برومند، با حضور مرتضی احمدی، شنیدن گفته‌ها و خاطرات او و مروری بر آثارش، مقدمه‌ای بر بخش تجلیل از احمدی، به عنوان پیشکسوت عرصه طنز بود.
    اما مرتضی احمدی روی سن آمد و قبل از گفتن هر چیزی، از برگزارکنندگان مراسم اجازه خواست تا دوست، استاد و تنها پیشکسوت او، یعنی عزت‌الله انتظامی را روی صحنه دعوت کند.
    احمدی گفت بعد از 63 سال کار مستمر در این عرصه، انتظامی تنها پیشکسوت اوست:" 63 سال است که با این مرد عزیز دوستم. همیشه به او احترام گذاشته‌ام و تا زنده‌ام این کار را خواهم کرد."
    انتظامی در میان تشویق حضار روی سن آمد، اشک‌هایش را از چهره پاک کرد و با تقدیر از جشن گل‌آقا و ابراز امیدواری برای اینکه برگزاری چنین جشن‌‌هایی ادامه داشته باشد، از روزهایی گفت که در تآتر پارس کار را با احمدی و دیگران آغاز کرده بودند: "خوشحالم و به خود می‌بالم که او مسیر این سال‌های طولانی را به خوبی طی کرده و طاقت آورده است. "
    انتظامی با بیان اینکه تجلیل یعنی گلریزان، هنرمندان پیشکسوت را شایسته دریافت هدایا و جوایزی بیش از این دانست و از دست اندرکاران دولتی گله کرد که بخشی از بودجه فرهنگی خود را به تقدیر از هنرمندان اختصاص نمی‌دهند: " این بسیار بسیار کم است برای کسی که سنی را در این راه گذرانده، امیدوارم در آینده پربارتر باشد! "
    پوپک صابری فومنی (گلنسا) هم که سخنان خود را با نام و یاد خدایی آغاز کرده بود که مردم را به امیدواری بشارت داده، از همه کسانی که در این روزگار به نشاندن غنچه لبخند به لب مردم می‌اندیشند دست مریزاد گفت. روزگاری که شتاب حوادث خنده را از یاد مردم برده است. گلنسا ابراز امیدواری کرد که با توجه بیشتر مسوولین، فرهنگ شادمانی، امیدواری و لبخند پررنگ تر شود
    او با بیان اینکه این جشن و هدایای آن تمام توان ما به عنوان یک موسسه خصوصی بود، از تمامی دست‌اندرکاران جشنواره کمدی و کسانی که موسسه گل‌آقا را در برگزاری این جشن یاری کرده‌بودند تشکر کرد: " به خصوص از مهدی فرجی، مدیر فرهنگی و طنزشناس شبکه دوم سیما تشکر می‌کنم که اگر او نبود، ما همین چند دقیقه را هم کنار هم نبودیم! "
    ***
    پس از اینکه مهندس جعفری جلوه، معاون امور سینمایی و سمعی و بصری ارشاد چند دقیقه‌ای برای حضار سخن گفت، رضا کیانیان و ژاله علو روی صحنه آمدند تا جایزه بهترین بازیگر را به برگزیده هیات داوران اهدا کنند.
    کیانیان خاطره‌ای از سفرش به کاشان نقل کرد (از جنس همان خاطره‌هایی که در بهاریه‌های مجله فیلم هم پیدا می‌کنید، روایت طنزآمیز برخوردهای غیر عادی مردم عادی با هنرمندان مورد علاقه‌شان!)، بر سر بازی کردن یا نکردن به عنوان کمدین در فیلمی از مسعود ده‌نمکی یا احمدرضا معتمدی با خمسه به بحث دوستانه پرداخت! و به همراه ژاله علو، جایزه بهترین بازیگر را به فرهاد آئیش تقدیم کرد.
    ***
    ماشاالله شاهمرادی زاده (مرشد) نفر بعدی بود که روی سن آمد و با نقل خاطرات طنزی از جنگ، دقایق زیادی حاضرین را خنداند: " جنگ اگر صد روز بود، نود روزش پا روی من گذاشتن بود، ده روزش پا گذاشتن روی مین. اگر فقط این ده روز را نشان مردم بدهیم، ما می‌شویم تافته جدا بافته، همین که حالا شدیم. امیدوارم این جشنواره به معنی آغاز راهی باشد برای نشان دادن آن نود روز."
    ***
    پس از آن نوبت به منوچهر محمدی رسید که روی سن بیاید. او با بیان اینکه همیشه جای چنین جشنواره‌ای را خالی می‌دیده و با ابراز امیدواری برای برگزار شدن این جشنواره در سال‌های آتی از یدالله صمدی خواست که جایزه‌اش را به پاس حضور مستمر، نفس‌گیر و نفس‌بر! در عرصه‌ تولید فیلم کمدی از دست او بگیرد.
    صمدی یاد و خاطره کیومرث صابری را گرامی داشت و گفت از افتخارات من است که در چهار فیلم کمدی که ساختم این دو بزرگوار، یعنی آقایان احمدی و خمسه حضور داشتند: " کیومرث بزرگوار حتما اینجاست و دارد غش‌غش می‌خندد. او خنده ساز بود و از خندیدن دیگران لذت می‌برد. فکر کردم به افتخار و به شادی کیومرث صابری، پیشنهاد کنم یک دقیقه بخندیم، اما بعد دیدم از وقتی اینجا نشسته‌ایم آنقدر خندیده‌ایم که حق مطلب ادا شده! "
    ***
    علیرضا ناصحی هنرمند رشته پانتومیم نفر بعدی بود که روی صحنه آمد، با شعری از همایون حسینیان و صدای مهران سامانی، به تعداد دقایق خنده حضار اضافه کرد و البته تن دوستداران قطعه "ترنج" محسن نامجو را حسابی لرزاند!
    ***
    " خواهش می‌کنم از دوستانی که دست‌اندرکار ارشاد و صدا و سیما و مطبوعات هستند، بس کنید! ساختن این همه فیلم‌ کمدی، انتشار این همه مجله طنز، برنامه‌های طنز رادیویی... خدا را خوش نمی‌آید! این همه خنده مردم را روده‌بر کرده، بیمارستان‌ها دیگر جا ندارند، کارگرهای کارخانه‌های داروسازی (مخصوص داروهای ضد افسردگی!) بیکار شده‌اند... کی قرار است جواب اینها را بدهد؟ این همه مردم را اذیت نکنید، مردم ما مردم خوبی هستند!"
    داریوش کاردان که پس این خواهش مصرانه، از آرزویش برای برگزاری این جشن در سال‌های آینده گفت، آخرین سخنران این مراسم به حساب می‌آمد.
    پس از او خمسه، از داریوش مهرجویی به عنوان کارگردان برگزیده هیات داوران نام برد و به مهرجویی که تا آخرین دقایق همچنان قرار بود خودش را به مراسم برساند گفت: "جای شما بسیار خالی بود... "
    ***
    بالاخره پس از اعلام این‌که کارگاه های این جشنواره روزهای شنبه و یکشنبه برگزار خواهد شد، خمسه ابراز امیدواری کرد که از همین پس فردا کلید جشنواره دوم زده شود و همه مهمانان این جشن را به خدای بزرگ سپرد.

    گزارش را به همراه عكسهاي بيشتر اينجا ببينيد:
    http://www.golagha.ir/news/2007/Dec/%208/3148.php

    شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۶

    ©كليه حقوق اين سايت متعلق به موسسه فرهنگي هنري گل آقا است.