• وقتي كمدي سازها از كمدي مي گويند
  • منوچهر احترامي:طنز غيرمطبوعاتي مهجور مانده است
  • فرهاد توحيدي:در جشنواره كمدي گل آقا سادگی،شفافیت و صراحت اصل بود
  • جشنواره كمدي گل آقا به معناي واقعي جشنواره است
  •  

    رحم كنيد اين همه خنده ضرر دارد/ سرمايه

    سرمايهسارا امت‌علي: «ا‌گر خنده همراه با تفكر نباشد، گمان نمي‌كنم خندهء بي‌درد و بي‌تفكر، مخصوص انسان باشد. به همان نسبت كه گريه را امري جدي مي‌بينم، خنده و خنداندن را هم امري جدي مي‌بينم.»

    نخستين جشنوارهء فيلم كمدي گل‌آقا جمعه شب در مركز فرهنگي-هنري آسمان با اين جمله‌ها آغاز شد، با پخش صداي كسي كه در سال‌هاي فراموشي خنده، گل‌آقاي مردم ايران شد و لبخندهاي فراموش شده را بر لبان مردم آورد، مرحوم كيومرث صابري فومني.

    هرچند باران تند پاييزي سبب آغاز مراسم اهداي جوايز نخستين جشنوارهء فيلم كمدي با تاخيري يك ساعته شد اما شبي به يادماندني براي اهالي سينماي ايران رقم زد. پردهء زرشكي صحنه كه كنار رفت، سيني‌هاي بزرگ شاغلام نشان به همه خوشامد مي‌گفت و چاي قند پهلو تعارف مي‌كرد. پس از پخش فيلمي از كيومرث صابري فومني، مبارك با چهرهء هميشگي، سياه، خندان، با دايرهء زنگي‌اش به صحنه آمد و به چهار زبان فارسي، تركي، عربي و انگليسي به حاضران خوشامد گفت: «ريز و درشت، خرد و كلان، خوشامديد به اين مكان» مبارك، شخصيت معترض نمايش ايران، تا پايان صحنه حاضر بود و هر از گاهي به صحنه مي‌آمد. وظيفهء رساندن جوايز به اهداكنندگان نيز بر عهدهء اين قرمزپوش دايره به دست بود.

    عليرضا خمسه، دبير جشنواره و مجري آن بود. ابتدا در هيئت مجري حاضر شد و از قرآن، حافظ، سعدي و مولانا شواهدي آورد بر نكويي خنده و شادماني. سپس با لباسي مبدل، در هيبت دبير جشنواره به صحنه آمد: «سال 1371 گل‌آقاي ملت ايران با اهداي جوايزي به دست‌اندركاران سينماي كمدي در جشنوارهء يازدهم فيلم فجر، از آن‌ها كه دستي در شادي مردم دارند، قدرداني كرد. اكنون كه با ما نيست، يادش باماست و در راه او گام برمي‌داريم.»

    وي ادامه داد: «با نگاهي نه چندان عميق و دقيق ولي كاملا بي‌طرف، 90 فيلم كمدي را كه تا سال 1385 به نمايش درآمده بود، بررسي كرديم، 30 فيلم دست‌چين شد و مورد بررسي دقيق قرار گرفت. تدارك جشنوارهء بعدي هم از پس فردا آغاز مي‌شود.»

    او از همهء آن‌هايي كه در تاريخ ايران در خنداندن مردم سهيم بوده‌اند، از عبيدزاكاني تا كيومرث صابري فومني و از اصغر تفكري تا حسين كسبيان قدرداني كرد و بيانيهء جشنوارهء اول را با اين شعر به پايان برد: «خنده‌رو هر كه نيست از ما نيست/اخم در چنتهء گل آقا نيست»

    نخستين «سيني شاغلام نشان» به حميد جبلي و ايرج طهماسب رسيد. اهالي گل‌آقا كه قصد داشتند به جاي «تنديس» بلورين از ديس بلورين براي تجليل از برندگان استفاده كنند، به دليل گران تمام شدن ديس بلورين، از سيني شاغلام نشان استفاده كردند.

    سپس از حميد جبلي و ايرج طهماسب براي حضور بر صحنه دعوت شد. آن‌ها كه غافلگير شده بودند، در جمله‌هايي كوتاه از غافلگيري‌شان گفتند و اين كه قرار نبود به صحنه بيايند.طهماسب گفت: «ما واقعا كاري نكرديم، ببخشيد.» اين جمله حاضران را به خنده انداخت.

    فرشته طائرپور و مرضيه برومند نيز به صحنه آمدند و سيني ويژهء جشنواره را بابت نشاندن غنچهء لبخند بر لبان كودكان، نوجوانان، بزرگسالان، كهنسالان و... همراه با دو دوربين عكاسي لوميكس و پاناسونيك به آن‌ها اهدا شد.

    سپس عليرضا خمسه، يكي از اهداف جشنواره را جست‌وجو براي كشف و معرفي چهره‌هايي از ميان غير كمدين‌ها عنوان كرد كه خنده را بر لبان مردم مي‌نشانند.

    با پخش فيلمي از مصاحبه‌هاي تلويزيوني فيروز كريمي، سرمربي تيم استقلال اهواز مشخص شد، جست‌وجو براي كشف نخستين چهره در نخستين جشنواره، كمدين سينماي ايران را به مستطيل سبز كشانده است. او به دليل انجام بازي تيم استقلال اهواز با پاس همدان براي دريافت سيني شاغلام نشان در تالار مركزي فرهنگي-هنري آسمان حاضر نبود.تجليل از چهره‌هاي فعال در عرصهء طنز مطبوعاتي، بخش ديگري از اين مراسم بود كه با حضور احمد عرباني، از پيشكسوتان كاريكاتور ايران و بيان خاطره‌اي از روزهاي اوج نشريهء گل‌آقا خنده را ميان مهمانان آورد: «در دوران كوران كار در نشريات گل‌آقا، همزمان با عيد كار ما خيلي زياد بود. هم هفته‌نامه، هم ماهنامه و هم سالنامه داشتيم. سال 71 يا 72 بود كه وزير وقت آموزش و پرورش استيضاح شده بود و وزير بهداشت هم در شرف استيضاح بود. قرار بود همهء وزراي كابينه را در چرخ و فلكي ترسيم كنم. در حالي كه وزير آموزش و پرورش به پايين افتاده و وزير بهداشت هم در حال افتادن بود. به چهرهء دكتر ولايتي كه رسيدم، از هر ترفندي كه مي‌دانستم استفاده كردم اما كاريكاتور چهره درنمي‌آمد.بعد از يك ساعت فهميدم هيچ‌كدام از اعضاي صورت او قرينه نيست.»

    عرباني با بيان اين خاطره پاكت حاوي نام برندهء اين بخش را از جيب بيرون آورد و برنده را سفير خندهء ايران معرفي كرد. كسي كه از سال 1369 تاكنون يكي از معدود نشريات طنز را در ايران منتشر كرده است; جواد عليزاده. از آن‌جا كه اين هنرمند به عنوان داور دو سالانهء كاريكاتور به اصفهان سفر كرده بود، همسرش براي دريافت جايزه به صحنه آمد.

    فرهاد آييش و همسرش مائده طهماسبي، بخشي كوتاه از نمايش تقصير را اجرا كردند; نمايشي كه 20 سال پيش در تئاتر شهر به صحنه رفته بود. اين دو هنرمند مايه‌هاي تلخ زندگي زوج‌هايي را كه در رابطه‌اي مردم‌سالار قرار دارند، در قالب طنز به نمايش درآوردند.پس از آن نوبت به معرفي فيلمنامه‌نويس برگزيده رسيد. گلاب آدينه و فرهاد توحيدي، پيمان قاسم‌خاني، نويسندهء فيلمنامهء فيلم‌هايي چون بوي خوش زندگي و من زمين را دوست دارم را بابت خلاقيت، بشاشيت و شفافيت در مجموعهء كارهاي نوشتاري در عرصهء فيلم كمدي، به عنوان برنده اعلام كردند. قاسم‌خاني گفت: «مرحوم صابري از افرادي بود كه در شكل‌گيري سليقهء طنز من تاثير بسزايي داشت، گرفتن اين جايزه از گل آقا خيلي ارزشمند است.»

    بزرگداشت مرتضي احمدي، بخش مهم مراسم بود كه با پخش فيلمي دربارهء اين هنرمند آغاز شد. او قصهء زندگي را اين طور شروع كرد: «10 آبان 1303 در جنوبي‌ترين نقطهء تهران در ميدان گمرك به دنيا آمدم. از سال 1322 با خنده شروع كردم و مي‌توانم ادعا كنم كه 63 سال مردم را خندانده‌ام.ترانهء فكاهي زياد خوانده‌ام، تنها ضربي‌خوان اين مملكت هستم و ضربي‌هاي من باعث خندهء خيلي‌ها مي‌شود. با آدم‌هاي عنق و آن‌ها كه سگرمه‌هايشان در هم است هيچ ميانه‌اي ندارم.»پس از پخش فيلم، احمدي به صحنه آمد: «ديديد كه پيش از آمدن به صحنه پيش عزت‌الله انتظامي رفتم و از او اجازه گرفتم تنها پيشكسوت من همين عزيزي است كه اين‌جا نشسته است.»

    انتظامي در حالي كه چشمانش از گريه سرخ شده بود با دعوت خمسه بر صحنه حاضر شد: «جشن گل‌آقا فوق‌العاده است. اميدوارم استمرار يابد اما نه با اين شكل و وضع.»

    او جايزهء ويژهء جشنواره را بابت يك عمر لب پرخنده و كلام طنازانه به مرتضي احمدي تقديم كرد و ادامه داد: «به خود مي‌بالم كه اكنون كنار فردي هستم كه اين طور در سينماي ايران كار كرده و در آن دوام آورده است.»

    انتظامي از نحوهء برگزاري اين مراسم انتقاد كرد: «تجليل كردن امروز همان گل‌ريزان كردن قديم است. كاش مي‌توانستند از شوراي شهر و تمام وزارتخانه‌هايي كه بودجهء فرهنگي دارند براي گلريزان كردن كمك بگيرند. حمايت پاناسونيك براي مقام و منزلت مرتضي احمدي بسيار، بسيار كم است اما ما همچنان تحمل مي‌كنيم. اميدوارم از اين به بعد گلريزان كردن براي افرادي كه عمرشان را در اين راه گذاشته‌اند پرمعناتر باشد.»

    او سيني نقره‌اي شاغلام نشان، همراه با تلويزيون 42 اينچ پلاسماي پاناسونيك را به احمدي اهدا كرد و ادامه داد: «باز هم مي‌گويم كافي نيست. ايران خودرو كه به همهء دنيا ماشين صادر مي‌كند، نمي‌تواند يك ماشين به خانهء احمدي بفرستد؟»

    خمسه اين جمله را تمام كرد:‌«ايران خودرو هم رفتيم. گفتيم از آن جا كه ماجرا كمدي است، مي‌توانيد يك وانت هديه بدهيد. گفتند دير آمديد، نداريم.»

    محمدرضا جعفري جلوه، معاون سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، از معدود سخنرانان اين برنامه بود كه سخنانش را كوتاه و مختصر، با استناد به قرآن كريم بيان كرد: «خداوند مي‌فرمايد مومن كسي است كه غم‌ها و رنج‌ها و مراودت‌هاي بسيار بر دل دارد اما در مواجهه با جامعه و ديگران چهره‌اش بشاش و خندان است به گونه‌اي كه اميد را به دل‌ها مي‌نشاند.»

    ژاله علو و رضا كيانيان، براي اهداي سيني شاغلام نشان به چهره برگزيدهء جشنوارهء نخست به صحنه آمدند. به اين ترتيب ضمن تقدير از حميد جبلي با سوابق درخشنده در سينماي كمدي و پرويز پرستويي با بازي‌هاي طنازانه و ماندگار، جايزهء ويژه بابت جلوه‌هاي بديع، ظريف و لطيف به فرهاد آييش اهدا شد اما ماجرا به همين جا ختم نشد، گفت‌وگوي كيانيان و خمسه خندهء حاضران را در پي داشت. خمسه گفت: «نمي‌دانم رضا با اين همه شوخ طبعي چرا فيلم طنز بازي نكرده؟»

    فرشته طائرپور از پايين صحنه اشاره كرد كيانيان فيلم طنز هم بازي كرده و كيانيان از خمسه درخواست كرد اين بار كه كاري پيشنهاد شد، نقشي هم براي او بگذارد. خمسه به حضور مسعود ده‌نمكي و ساخت نسخهء دوم اخراجي‌ها اشاره كرد كه كيانيان از بازي در فيلم طنز انصراف داد و از خمسه خواست تنها از جانب خودش به ده‌نمكي قول دهد.

    معرفي تهيه‌كنندهء خوشنام در عرصهء طنز كه قسط آخر هنرپيشه را هم به موقع مي‌دهد، بخش ديگري از مراسم بود. منوچهر محمدي پاكت حاوي نام برندهء اين بخش را گشود و خواند: «ضمن تقدير از منوچهر محمدي به عنوان تهيه‌كنندهء تاثير گذار در عرصهء كمدي، جايزهء تهيه‌كنندهء برگزيده به علت حضور نفس‌گير، نفس‌بر و طويل‌المدت در عرصهء ساخت كمدي تقديم مي‌شود به يدالله صمدي.»

    صمدي با حضور در صحنه، پيش از دريافت سيني شاغلام نشان كه با يك دوربين فيلمبرداري پاناسونيك همراه بود، گفت: «كيومرث بزرگوار اين‌جاست و غش‌غش مي‌خندد و از خنديدن ديگران لذت مي‌برد. پيش از اين مي‌خواستم پيشنهاد دهم در پايان مراسم به احترام او يك دقيقه بخنديم اما از ابتداي مراسم آن‌قدر خنديديم كه حق مطلب ادا شد.»

    خمسه از داريوش كاردان دعوت كرد براي اجراي كوتاهي به صحنه آيد. او درخواستي مطرح كرد كه باعث خندهء حضار شد: «از دست‌اندركاران صدا و سيما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي درخواست مي‌كنم بس كنيد ساختن اين فيلم‌هاي كمدي را، اين همه خنده ضرر دارد. صبح كه بيدار مي‌شويم و راديو را باز مي‌كنيم طنز مي‌شنويم، در روزنامه‌فروشي‌ها بيش از 200 نشريهء طنز وجود دارد و بر سر در همهء سينماها پر از فيلم كمدي است. حداقل به مردم رحم كنيد. اين همه خنده ضرر دارد، توليد انبوه خنده در ميان مردم خسارت‌هاي جبران‌ناپذيري به بار مي‌آ‌ورد.لطفا كمي توليد طنز را در كشور كاهش دهيد. كاري كنيد مردم كمي هم غصه داشته باشند كه غصه دل را صيقل مي‌دهد.»

    نخستين جشنوارهء سينماي كمدي كه از سوي نشريهء گل‌آقا طراحي و برگزار شده بود با معرفي كارگردان برگزيده پايان يافت. داريوش مهرجويي به دليل حضور موثر در سينماي ايران و كارگرداني فيلم به يادماندني اجاره‌نشين‌ها برگزيدهء اين بخش اعلام شد كه در سالن حضور نداشت و قرار شد سيني شاغلام نشان همراه با دوربين فيلمبرداري برايش ارسال شود.
    http://www.sarmayeh.net/webfa/default.aspx?IssueType=1&IssueDate=1386/09/18&Page=13


    سه شنبه ۲۰ آذر ۱۳۸۶

    ©كليه حقوق اين سايت متعلق به موسسه فرهنگي هنري گل آقا است.